خرید بک لینک

اعزام ناوها و ادبیات تهدیدآمیز، بخشی از ابزار چانه‌زنی آمریکاست

تهدید درکنار مذاکره؛ ابزار بازدارندگی و فشار روانی

تهدید درکنار مذاکره؛ ابزار بازدارندگی و فشار روانی/  اسدالله افشار

اسدالله افشار

در تحلیل نشست روز سه شنبه ۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴ ژنو و پیش از نشست دور سوم مذاکرات در ژنو، پرداختن به همزمانی«تهدید نظامی» و«مذاکره دیپلماتیک» ضروری است؛ زیرا این دوگانه، خود پیام اصلی راهبرد آمریکا را آشکار می‌کند.

۱. تهدید در کنار مذاکره؛ بازتولید دکترین «فشار حداکثریِ هوشمند»

در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود، با خروج از نشان داد که به «فشار برای امتیازگیری» باور دارد. اکنون نیز هم‌زمان با مذاکرات غیرمستقیم در ژنو، از ادبیات تهدیدآمیز استفاده می‌کند و تحرکات نظامی آمریکا در منطقه ـ از جمله اعزام ناوهای هواپیمابر و صعود حضور دریایی ـ به‌عنوان ابزار مکمل چانه‌زنی به کار گرفته می‌شود.

این رویکرد در ادبیات روابط بین‌الملل،«دیپلماسی مبتنی براجبار» (Coercive Diplomacy) نام دارد؛ یعنی ایجاد فشار معتبر نظامی برای بیشتر شدن قدرت چانه‌زنی در میز مذاکره، بدون قصد فوری برای آغاز جنگ.

۲. پیام اعزام ناوها؛ بازدارندگی یا زمینه‌سازی جنگ؟

اعزام ناوهای آمریکایی به خلیج فارس یا دریای عمان چند پیام دارد:

پیام به ایران: نشان دادن آمادگی واکنش در صورت عبور از خطوط قرمز ادعایی آمریکا.

پیام به اسرائیل و متحدان منطقه‌ای: اطمینان‌بخشی امنیتی.

پیام داخلی به افکار عمومی آمریکا: نمایش اقتدار در آستانه رقابت‌های سیاسی.

اما تجربه بیانگر است حضور نظامی لزوماً به معنای تصمیم برای جنگ نیست؛ بلکه اغلب ابزار بازدارندگی و فشار روانی است.

۳. آیا آمریکا وارد جنگ با ایران می‌شود؟

برای پاسخ دقیق، باید سه متغیر را مرور کرد:

الف) هزینه‌های جنگ

ایران بازیگری با توان موشکی، شبکه‌های منطقه‌ای و عمق راهبردی است. هرگونه درگیری مستقیم می‌تواند به جنگی گسترده در خاورمیانه تبدیل شود و منافع آمریکا و متحدانش را در معرض تهدید جدی قرار دهد.

ب) وضعیت داخلی آمریکا

اقتصاد، شکاف سیاسی و خستگی جامعه آمریکا از جنگ‌های طولانی، احتمال ورود به جنگی پرهزینه را کم شدن می‌دهد.

ج) ملاحظات بین‌المللی

در شرایط رقابت فشرده آمریکا با چین و روسیه، گشودن جبهه‌ای نوین در غرب آسیا با منطق تمرکز راهبردی واشنگتن سازگار نیست.

بر این اساس، احتمال جنگ گسترده پایین است؛ مگر آنکه حادثه‌ای کنترل‌نشده یا محاسبه‌ای اشتباه رخ دهد.

۴. اگر احتمال جنگ پایین است، چرا تهدید می‌کند؟

زیرا تهدید سه کارکرد دارد:

صعود فشار برای امتیازگیری در محور تحریم‌ها و محدودیت‌های هسته‌ای

جلوگیری از پیشرفت بیشتر برنامه هسته‌ای ایران

مدیریت بازیگران ثالث (به‌ویژه اسرائیل)

در واقع، آمریکا با ایجاد «سقف تهدید»، تلاش می‌کند ایران را به پذیرش توافقی محدودتر سوق دهد.

۵. چرا همزمان مذاکره می‌کند؟

زیرا جنگ، آخرین گزینه است و مذاکره کم‌هزینه‌ترین ابزار مدیریت بحران.

حتی در اوج تنش‌های گذشته نیز کانال‌های ارتباطی جامعاً قطع نشد. مدل فعلی ـ مذاکره غیرمستقیم با واسطه عمان ـ بیانگر است دو طرف تمایل دارند تنش را در سطح قابل مدیریت نگه دارند.

این دوگانه تهدید/مذاکره در واقع پیام روشنی دارد:

آمریکا به دنبال «توافق از موضع قدرت» است، نه توافق از موضع مصالحه برابر.

۶. محاسبه ایران در برابر تهدید

راهبرد اعلامی تهران ـ «دیپلماسی همراه با آمادگی برای هر دو گزینه» ـ نوعی بازدارندگی متقابل است. ایران می‌کوشد نشان دهد تهدید نظامی، تصمیم راهبردی آن را تغییر نمی‌دهد، اما در عین حال مسیر گفت‌وگو را باز می‌گذارد.

این همان سیاست «نه جنگ، نه تسلیم» است؛ سیاستی که تلاش می‌کند آمریکا را در نقطه انتخاب میان هزینه سنگین جنگ و امتیازدهی در چارچوب توافق قرار دهد.

۷. ابزار چانه‌زنی آمریکا

که اعزام ناوها و ادبیات تهدیدآمیز، بخشی از ابزار چانه‌زنی آمریکاست.

احتمال جنگ مستقیم پایین اما صفر نیست؛ خطر اصلی در خطای محاسباتی یا حادثه ناخواسته است.

همزمانی تهدید و مذاکره نشان‌دهنده تمایل آمریکا به مهار بحران، نه گسترش آن است.

ورود به مرحله تدوین متن توافق در ژنو، خود نشانه‌ای است که دو طرف فعلاً گزینه دیپلماسی را بر جنگ ترجیح داده‌اند.

۸- تحلیل و تحلیل سناریوی «جنگ احتمالی» میان ایران و آمریکا

در این بخش سناریوی «جنگ احتمالی» را در چهار سطح نظامی، اقتصادی، منطقه‌ای و ژئوپلیتیکی مرور می‌کنم و سپس نقش همسایگان ایران را در مهار یا تشدید بحران تحلیل خواهم کرد.

یکم) سناریوی جنگ مستقیم؛ واقعیت یا ابزار فشار؟

در صورت ورود آمریکا به جنگ مستقیم با ایران، با یک نبرد کلاسیک محدود روبه‌رو نخواهیم بود، بلکه با جنگی چندلایه مواجه خواهیم شد:

حملات هوایی و سایبری آمریکا

پاسخ موشکی و پهپادی ایران

گسترش دامنه درگیری به آبراه‌های حیاتی مانند تنگه هرمز

فعال شدن جبهه‌های هم‌پیمان منطقه‌ای ایران

ایران طی سال‌های اخیر بر توسعه توان موشکی نقطه‌زن، پهپادی و جنگ نامتقارن سرمایه‌گذاری کرده است. همین توان باعث شده گزینه جنگ برای واشنگتن «پرریسک و غیرقابل پیش‌بینی» باشد.

از سوی دیگر، آمریکا همچنان برتری مطلق هوایی و دریایی دارد. بنابراین جنگ در کوتاه‌مدت می‌تواند با ضربات سنگین آغاز شود، اما مهار پیامدهای آن دشوار خواهد بود.

حاصل: جنگ سریع‌تر و کنترل‌شده تقریباً ناممکن است.

دوم) سطح اقتصادی: انفجار ارزش انرژی و بی‌ثباتی بازارها

هرگونه درگیری در خلیج فارس به‌طور مستقیم بازار نفت و گاز را متلاطم می‌کند. بخش بزرگی از انرژی جهان از این منطقه عبور می‌کند. حتی تهدید محدود به بستن تنگه هرمز می‌تواند:

نرخ نفت را به‌شدت صعود دهد

اقتصاد اروپا و آسیا را تحت فشار قرار دهد

تورم جهانی را تشدید کند

در شرایط شکننده اقتصاد جهانی، آمریکا و اروپا تمایل ندارند با شوک تازه انرژی روبه‌رو شوند.

سوم) سطح ژئوپلیتیکی: گسترش بحران فراتر از ایران و آمریکا

در صورت جنگ، دامنه درگیری احتمالاً به بازیگران ثالث کشیده می‌شود:

تشدید تنش میان ایران و اسرائیل

فعال شدن گروه‌های مقاومت در منطقه

فشار بر پایگاه‌های آمریکا در عراق و سوریه

این وضعیت می‌تواند کل غرب آسیا را وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی ساختاری کند.

چهارم) اگر جنگ پرهزینه است، چرا تهدید ادامه دارد؟

همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، رویکرد مبتنی بر «بیشتر شدن فشار برای امتیازگیری» است. اعزام ناوها و لحن تند، بخشی از معماری چانه‌زنی است؛ نه لزوماً مقدمه جنگ.

واشنگتن می‌کوشد بدون ورود به جنگ، از «ترس جنگ» برای تشتابان توافق استفاده کند.

پنجم)نقش همسایگان ایران؛ عامل بازدارنده پنهان

این بخش کلیدی‌ترین متغیر در معادله جنگ است.

الف) کشورهای عربی خلیج فارس

کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات، قطر و عمان طی سال‌های اخیر سیاست «تنش‌زدایی منطقه‌ای» را در پیش گرفته‌اند. توافق تهران و ریاض با میانجی‌گری چین، نشانه تغییر پارادایم امنیتی منطقه است.

برای این کشورها:

جنگ ایران و آمریکا به معنای تهدید مستقیم زیرساخت‌های نفتی و بنادر است

سرمایه‌گذاری‌های کلان اقتصادی‌شان در معرض خطر قرار می‌گیرد

امنیت داخلی و ثبات سیاسی آسیب می‌بیند

بنابراین احتمال زیادی وجود دارد که این کشورها:

فشار دیپلماتیک بر واشنگتن برای جلوگیری از جنگ وارد کنند

میانجی‌گری فعال‌تری انجام دهند

اجازه استفاده گسترده از خاک خود علیه ایران را محدود کنند

ب) عراق و ترکیه

عراق به‌شدت در برابر بی‌ثباتی آسیب‌پذیر است. هر جنگی می‌تواند خاک عراق را به میدان تقابل نیابتی تبدیل کند. بنابراین بغداد نیز خواهان مهار تنش است.

ترکیه نیز از منظر اقتصادی و امنیتی، بی‌ثباتی گسترده در مرزهای شرقی خود را تهدیدی جدی تلقی می‌کند.

ج) عمان؛ بازیگر کلیدی ثبات

نقش فعال عمان در مذاکرات اخیر بیانگر است این کشور تمایل دارد مسیر دیپلماسی را حفظ کند. عمان در گذشته نیز کانال‌های محرمانه را فعال نگه داشته است.

ششم) آیا همسایگان فعالیت خود را رشد خواهند داد؟

بله، به احتمال زیاد:

زیرا جنگ، پیش از آنکه تهران یا واشنگتن را تهدید کند، ابتدا امنیت پایتخت‌های منطقه را در معرض خطر قرار می‌دهد.

هفتم) جمع‌بندی راهبردی

۱. احتمال جنگ گسترده پایین اما صفر نیست.

۲. هزینه‌های اقتصادی و امنیتی جنگ بسیار سنگین است.

۳. همسایگان ایران انگیزه قوی برای جلوگیری از جنگ دارند.

۴. همزمانی تهدید و مذاکره، نشانه استفاده از «اهرم نظامی برای چانه‌زنی» است، نه تصمیم قطعی به جنگ.

۵. کلید مهار بحران در سه سطح قرار دارد: بازدارندگی متقابل، میانجی‌گری منطقه‌ای و مدیریت محاسبات سیاسی داخلی آمریکا.

در یک جمله:

منطقه در زمان حاضر بیش از هر زمان دیگری خواهان ثبات است و همین اراده منطقه‌ای، یکی از مهم‌ترین موانع وقوع جنگ مستقیم است.

دوشنبه 4 / 12 / 1404- 5 رمضان المبارک 1447- 23 فوریه 2026

چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: دوشنبه 4 / 12 / 1404- 43 : 06 - شناسه: ۱۱۶۸۰۸

لینک کوتاه: 116808/ https://www.nikru.ir/p

برچسب: نویسنده: نیکا سلطانی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 23:24

صفحه بندی