تحلیل دومین دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در نشست ژنو
بازگشت ژنو به معادله دیپلماسی هستهای
اسدالله افشار
برگزاری دومین دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو، آن هم با واسطه فعال عمان، مشخص میکند پرونده هستهای ایران بار دیگر وارد مرحلهای از «تنظیم مجدد راهبردی» شده است. انتخاب ژنو حامل پیام نمادین بازگشت به مسیر گفتوگوی ساختارمند است، هرچند این بار با مختصات سیاسی و امنیتی جامعاً متفاوت.
ریاست هیئت ایرانی را عباس عراقچی و طرف آمریکایی را استیون چارلز ویتکاف برعهده داشتند و میانجیگری فعال عمان به ریاست وزیر خارجه این کشور، بیانگر است که مدل «دیپلماسی غیرمستقیم با تضمین منطقهای» همچنان کارآمدترین قالب ارتباطی دو طرف است. نقش تسهیلگرانه عمان، که پیشتر نیز در توافقهای محرمانه و علنی میان تهران و واشنگتن اثرگذار بوده، این بار نیز بهعنوان ستون میانی اعتمادسازی ظاهر شده است.
تغییر لحن، نه تغییر موضع: معنای «پیشرفت ملموس»
بیانیه عمان درباره «پیشرفت ملموس» و اظهارات عراقچی درباره «فضای سازندهتر» حاکی از عبور مذاکرات از مرحله صرفاً تبادل مواضع به مرحله تنظیم چارچوبهاست. نکته کلیدی در سخنان وزیر خارجه ایران، توافق بر «اصول راهنما» و ورود به مرحله تدوین متن است.
این تحول از سه منظر مهم است:
یعنی دو طرف تصویر روشنتری از خطوط قرمز و نقاط اشتراک دارند.
حضور تیم سیاسی، حقوقی، اقتصادی و فنی از ایران مشخص میکند مذاکرات از سطح پیامرسانی سیاسی عبور کرده و به سمت مهندسی متن حرکت میکند.
عراقچی تأکید کرد «نه اینکه به سرعت میتوان به توافق رسید»؛ این جمله بیانگر است تهران در حال کنترل فضای رسانهای و جلوگیری از شکلگیری خوشبینی زودهنگام است.
۳. چارچوب راهبردی ایران: دیپلماسی بدون تسلیم
توییت عراقچی مبنی بر اینکه «تسلیم در برابر تهدیدها مطلقاً در دستورکار نیست» و نیز سخن او به الجزیره که «دو گزینه جنگ و دیپلماسی پیش روی آمریکا است»، نشاندهنده راهبرد «دیپلماسی بازدارنده» است.
این راهبرد بر سه پایه استوار است:
حواشی مذاکرات بیانگر است تهران همزمان دو مسیر را فعال کرده است:
مسیرسیاسی با آمریکا و مسیر فنی با آژانس. این تفکیک هوشمندانه، احتمال امنیتیسازی دوباره پرونده در شورای حکام را نزول میدهد.
۴. اهداف و محاسبات آمریکا: مهار بدون جنگ
در سوی مقابل، دولت (در صورت بازگشت یا تداوم نفوذ سیاسی) با چند ملاحظه روبهروست:
که اکنون نسبت به دوره پیش از خروج آمریکا از برجام در سطح بالاتری قرار دارد.
آمریکا بهدنبال توافقی «کنترلگر و موقت» است، در حالی که ایران بهدنبال توافقی «پایدار و متوازن» با تضمین رفع تحریمهاست. همین تفاوت فلسفه توافق، چالش اصلی مرحله تدوین متن خواهد بود.
۵. چرا ژنو؟ پیام جغرافیای مذاکره
ژنو از منظر دیپلماتیک سه پیام دارد:
در عین حال، این نشست در سفارت عمان برگزار شد؛ یعنی حتی در خاک اروپا نیز قالب مذاکرات «غیرمستقیم» حفظ شده است. این مسئله مشخص میکند سطح بیاعتمادی هنوز بالا است.
۶. ورود به مرحله متن: دشوارترین بخش مسیر
تجربه نشان داده است که اختلافها معمولاً در مرحله تدوین واژگان بروز میکند:
عبارت عراقچی مبنی براینکه «کارکمی مشکل و ریزتر میشود» اشاره مستقیم به همین مرحله است. اکنون مذاکرات از سطح سیاسی به سطح مهندسی حقوقی منتقل شده؛ جایی که هر واژه میتواند پیامد اقتصادی و امنیتی داشته باشد.
۷. سناریوهای پیشرو
با توجه به شرایط موجود، سه سناریو محتمل است:
سناریوی اول: توافق محدود و مرحلهای
یک توافق موقت برای افت تنش، آزادسازی بخشی از منابع مالی و توقف برخی اقدامات هستهای.
سناریوی دوم: توافق جامع با تضمینهای حقوقی
که دشوار اما پایدارتر خواهد بود.
سناریوی سوم: فرسایش مذاکرات
ادامه گفتوگوها بدون حاصل قطعی، همراه با حفظ وضع موجود.
با توجه به لحن محتاطانه دو طرف، احتمال سناریوی اول در کوتاهمدت بیشتر است.
۸. جمعبندی راهبردی
نشست ژنو را میتوان مرحله «نقشهبرداری از مسیر توافق» نامید، نه مرحله توافق. آنچه رخ داده، تثبیت اصول راهنما و ورود به فاز نگارش متن است؛ اما شکافهای راهبردی هنوز پابرجاست.
ایران با ترکیب دیپلماسی و بازدارندگی وارد میدان شده و آمریکا با هدف مهار تنش بدون ورود به جنگ مستقیم. موفقیت یا شکست این روند، وابسته به سه عامل خواهد بود:
بهطور کلی، میتوان گفت مذاکرات ژنو نسبت به دور پیشین «شفافتر، جدیتر و فنیتر» بوده، اما هنوز در نقطهای نیست که بتوان از بازگشت دقیق به ریل توافق سخن گفت. مسیر روشنتر شده، اما مقصد هنوز دور است.
نفوذ و نقش تأثیرگذار اسرائیل در مذاکرات و نشست ها
اکنون به متغیری میپردازیم که میتواند مسیر دیپلماسی یا تنش را بهطور معناداری تحت تأثیر قرار دهد: نقش اسرائیل در معادله فشار، جنگ و مذاکرات میان ایران و آمریکا.
۱. اسرائیل؛ بازیگر نگران از هر توافق محدود
راهبرد امنیتی اسرائیل طی دو دهه گذشته بر جلوگیری از تثبیت «ظرفیت هستهای آستانهای» ایران استوار بوده است. از نگاه تلآویو، حتی یک توافق محدود که:
بخشی از تحریمها را نزول دهد؛
برنامه هستهای ایران را بهطور مفصل متوقف نکند؛
یا ضمانتهای قوی نداشته باشد؛
میتواند به تقویت موقعیت منطقهای ایران بینجامد.
به همین دلیل، دولتهای مختلف اسرائیل، از جمله کابینههای تحت رهبری نتانیاهو، همواره نسبت به هرگونه توافق «نیمبند» هشدار دادهاند.
۲. ابزارهای اسرائیل برای اثرگذاری بر معادله
الف) فشار سیاسی بر واشنگتن
اسرائیل دارای نفوذ قابل توجهی در ساختار سیاسی آمریکا است. این نفوذ از طریق:
اعمال میشود. در برآیند، حتی اگر کاخ سفید به سمت توافق متمایل باشد، فشارهای داخلی میتواند دامنه امتیازدهی را محدود کند.
ب) عملیات سایه (Shadow War)
در سالهای گذشته، مجموعهای از اقدامات خرابکارانه، حملات سایبری و عملیاتهای گزارشهای میان ایران و اسرائیل رخ داده است. این الگو میتواند در صورت پیشرفت مذاکرات نیز ادامه یابد؛ بهعنوان ابزار فشار غیرمستقیم برای تغییر محاسبات تهران.
ج) تحریک به اقدام پیشدستانه
اسرائیل ممکن است تلاش کند با برجستهسازی تهدید ایران، آمریکا را به موضع سختتر سوق دهد یا حتی سناریوی حمله محدود به تأسیسات هستهای ایران را مطرح کند.
۳. آیا اسرائیل میتواند آمریکا را به جنگ بکشاند؟
این پرسش کلیدی است.
واقعیت این است که تصمیم جنگ مستقیم، در نهایت در واشنگتن گرفته میشود، نه تلآویو. چرا؟
زیرا:
بنابراین اسرائیل میتواند فشار وارد کند اما لزوماً نمیتواند تصمیم جنگ را به آمریکا تحمیل کند.
۴. اسرائیل و مذاکرات ژنو؛ نگرانی از «توافق موقت»
اگر مذاکرات ژنو به سمت توافقی محدود و مرحلهای پیش برود، اسرائیل احتمالاً:
اما در عین حال، تلآویو نیز از جنگ منطقهای تمامعیار واهمه دارد؛ زیرا چنین جنگی میتواند چند جبهه را علیه آن فعال کند.
۵. پیوند متغیر اسرائیل با نقش همسایگان عرب
نکته مهم این است که بسیاری از کشورهای عربی منطقه، برخلاف گذشته، امروز اولویت خود را توسعه اقتصادی و ثبات داخلی قرار دادهاند. اگر اسرائیل به سمت تشدید تنش حرکت کند، ممکن است با سکوت یا حتی نارضایتی پنهان برخی بازیگران عرب مواجه شود؛ زیرا آنها نمیخواهند میدان درگیری شوند.
این تغییر پارادایم منطقهای، یکی از محدودکنندههای رفتار تهاجمی اسرائیل است.
۶. سناریوهای محتمل در صورت تشدید نقش اسرائیل
سناریو اول: تشدید عملیات سایه بدون جنگ مستقیم
محتملترین سناریو؛ حفظ فشار بدون عبور از آستانه جنگ.
سناریو دوم: حمله محدود اسرائیل به تأسیسات ایران
ریسک بالا؛ احتمال واکنش زنجیرهای.
سناریو سوم: همراهی دقیق آمریکا با اقدام نظامی
کماحتمالترین گزینه، مگر در صورت وقوع حادثه بزرگ یا تغییر اساسی در محاسبات سیاسی واشنگتن.
۷. متغیر اسرائیل بهتنهایی تعیینکننده جنگ نیست
اسرائیل مخالف هر توافقی است که ایران را در موقعیت آستانهای تثبیت کند.
توان اثرگذاری سیاسی دارد، اما تصمیم جنگ در واشنگتن گرفته میشود.
هزینههای منطقهای و بینالمللی جنگ، مانع جدی اقدام مستقیم است.
محتملترین مسیر، ادامه فشارهای دادههای و سایبری همزمان با مذاکرات است.
در مجموع، متغیر اسرائیل میتواند روند مذاکرات را پیچیدهتر کند، اما بهتنهایی تعیینکننده جنگ نیست. عامل تعیینکننده همچنان محاسبه هزینه–فایده در واشنگتن و تهران و از سوی دیگر فشاربازیگران منطقهای برای حفظ ثبات است.
جمعه: 1 / 12 / 1404- 2 شعبان 1447- 20 فوریه 2026
چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: جمعه 1 / 12 / 1404- 50 : 16 - شناسه: ۱۱۶۷۳۶
لینک کوتاه: 116736/ https://www.nikru.ir/p
برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی