بررسی مفهوم امنیت اجتماعی و ابعاد آن
واژه شناسان،امنیت را به آرامش نفس و نبودن بیم و هراس معنا کرده اند و امنیت را حالتی برشمرده اند که انسان در آرامش و آسودگی آن را احساس می کند و این آرامش می تواند از آن نظر باشد که توانایی ها، امکانات و دارایی های انسان با هیچ خطر و تهدیدی مواجه نیست و از این جهات در امان است و چنانچه در مفهوم امنیت، توسعه قائل شویم چه بسا احساس ارزش و احساس شخصیتی که فرد درجامعه دارد نیزاز جلوه های دیگر امنیت به شمار می رود.
باتوجه به توضیح بیان شده می توان گفت: خاستگاه های ایجاد امنیت را باید در نهادهای خانواده، مدرسه و اجتماع و دولت جستجو کرد. گرچه نوع نگرش های حاکم برجامعه و دولت تأثیرات مهمی را در این میان برجا می گذارد.
ریشه های پیدایش امنیت اجتماعی
مفهوم Societal Security (امنیت اجتماعی) برای اولین بار و به مفهوم فنی کلمه درسال 1993، توسط اندیشمندانی چون باری بوزان (Barry Buzan)، ال ویور (Ole Waever) و لمیتر (Lemaiter) تحت عنوان مکتب کپنهاگ مطرح گردید. انگیزه طرح این عبارت امواج تهدید آمیزی بود که «هویت گروهها» را در معرض خطر قرار داده بودند. بدین معنا که از یکسو با رشد فناوریهای نوین و مجتمع های صنعتی، هویت بعضی گروهها در هویت های مسلط هضم می شد (مانند غیر اقتصادی و در نتیجه نابود شدن آموزش فرهنگ و زبان اوکراینی در روسیه یا پر هزینه بودن آموزش و پژوهش به زبان کردی در ترکیه) و از سوی دیگر با گسترش مهاجرت از کشورهای فقیر و جهان سوم به کشورهای صنعتی و پیشرفته، نوعی آشفتگی و آنومی در تمایزهای هویتی پدیدار می گردید. (مانند اقامت و اشتغال سیاهپوستان آفریقایی تباردر فرانسه یا قاچاق کارگران به کشورهای اسکاندیناوی). بوزان و ویور و بعضی دیگر از محققان اروپایی در سال 1993 با تعریف Societal Security به عنوان «دستور کاری جدید برای امنیت در اروپا» پیشگامان مبحثی در مطالعات راهبردی شدند که امروزه به موضوعی جذاب و مناقشه انگیز مبدل شده است.
گفتنی است طرح مفهوم Societal به عنوان مبحثی امنیتی ( Security ) حاکی از وزن بالا و اهمیت والای آن مفهوم است. امنیتی دیدن (Securitization) یک مفهوم یا وضعیت (Situation ) از اعتبار بسیار زیاد یک مفهوم یا وضعیت حکایت می کند. معمولاً موضوع عادی هنگامی امنیتی دیده می شود که یک یا چند مؤلفه از ارزشهای اساسی (Vital Values) در معرض تهدید یا آسیب پذیری قرار گرفته باشد. از این رو به خاطر اینکه موضوع Societal Security، ارزش های اساسی (که عبارتند از انسجام اجتماعی، تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی) را مورد مخاطره قرار می دهد و با آن ارزش ها سر و کار می یابد، از اهمیتی فراگیر و مداوم برخوردار می باشد.
در سال 1993 یعنی در پایان رقابت ایدئولوژیک شرق و غرب، مرکز ثقل رقابت از ایدئولوژی به تعلقات قومی و مذهبی سرایت کرد و همزیستی اقوام مختلف و رابطه گروههای مذهبی، دینی و قومی با دولت به عنوان یک معضل مطرح گردید. فعالان قومی در نقش رهبران رهایی بخش از یکسو و دولت های مرکزی که به مشارکت سیاسی شهروندان احتیاج مبرم داشتند، از سوی دیگر، خواسته و ناخواسته سبب تولید متون قابل توجهی در زمینه امنیت اجتماعی شدند. سطح تحلیل این مفهوم نه دولت بود و نه یکایک شهروندان، بلکه افراد متشکل در قالب گروه که دغدغه حفظ هستی و خصایص خود را داشتند اصلیترین موضوع امنیت اجتماعی شدند و تلاش گستردهای در پردازش این رهیافت بین رشتهای (Interdisciplinary approach) آغاز گردید. تأکید بر این نکته همچنان ضروری است که امنیت اجتماعی به معنای Societal آن، بههرحال خاستگاه غربی داشته است، اما این خاستگاه مانع از توجه محققان کشورهای جهان سوم به رهاوردهای آن نیست.
به عقیده بوزان، اگر امکانات مقابله بیش از امکانات تهدید باشد، امنیت حاصل است، اما اگر تراکم، حجم و شدت تهدید بیش از امکانات مقابله باشد، آن تهدید موجد ناامنی خواهد بود.
از نگاه علمای مکتب کپنهاگ هم، امنیت مطلق قابل تصوّر نیست و وجود درصدی از ناامنی و بحران، عامل بالندگی و پویایی حیات بشری است. منابع تهدید به تحرکات نظامی، تزلزل سیاسی، دغدغه اجتماعی، بیثباتی اقتصادی و آلودگی زیست محیطی اطلاق میشود که شیوه عمل آنها از طریق مؤلفه هایی چون مشخص بودن هویت، قریبالوقوع بودن، شدّت احتمال وقوع، عواقب احتمالی و پیشینه تاریخی آنها بررسی میشود.[1]
امنیت اجتماعی؛ شاه کلید زندگی
امنیت اجتماعی یکی از ارکان اساسی و به یک تعبیر شاه کلید زندگی است واین به آن معنا است که تصور زندگی سالم و هدفمند بدون آن امکان پذیرنخواهد بود و درست به همین رو دولتها در تحقق آن بسیاردرتکاپووتلاشند،گرچه تأثیر متقابل امنیت اجتماعی براقتصاد،تولید،توسعه،سیاست و فرهنگ غیرقابل انکاراست زیراتحقق امنیت اجتماعی به مفهوم فراهم بودن بسترهای تولید،اقتصاد، تجارت،علم وفرهنگ واداره شهرها وکشور است.
امنیت اجتماعی؛ ازاصلی ترین نیا زهای یک ملت
امنیت اجتماعی یکی ازاصلی ترین نیازهای یک ملت و کشور است، زیرا حرکت و پویایی کشور در مسیرعلم ومعنویت، فناوری وتوسعه،اقتصادوهنرمرهون امنیت اجتماعی است. وقتی فرد ببیند جامعه وافراد با اورفتار مناسب ومنصفانه دارند شخصیت واحترام او رعایت می شود، حقوق اجتماعی او حفظ می شود دردرونش، احساس آرامش خواهد کرد،آن وقت استعدادها وخلاقیت ها بارور و شکوفا می شود ودرپرتوهمین آرامش وایمنی، هم فرد رشد می یابد وهم جامعه بالنده و پرنشاط خواهد شد. اما چنانچه فرد، درباره موضوعات مهم زندگی مانند کار،درآمد،آبرو،اعتبارو روابط اجتماعی اش با جامعه وحکومت ازحالت ایمنی وآرامش برخوردارنباشد آن وقت دچار ناآرامی شده واحساس خطروتهدید می کند.
امنیت اجتماعی؛ محورتعادل فرد و جامعه
امنیت اجتماعی، محور تعادل فرد وجامعه است وگویی کشتی کوچک فرددردریای جامعه باامنیت اجتماعی به آرامش وتعادل دست می یابد ودراین حالت نیز فرد می تواند به اهدافش دست یابد وبه موفقیت وپیروزی نائل گردد، جامعه نیزمسیرکمال را طی می کند.با این توضیح روشن می شودکه امنیت اجتماعی به گونه ای زمینه سازرشد و تکامل فرد وجامعه است و هدف اصلی پیامبران الهی نیزایجاد همین شرایط مطلوب درجامعه بوده تا بشرآسوده خاطر راه را بشناسد و حرکت تکاملی خود را بپیماید وبه سرمنزل مقصود برسد.بنابراین برای رشد معنویت درتعالی اخلاق درجامعه، چاره ای جزتامین امنیت اجتماعی وآماده کردن فضای مناسب رشد وشکوفایی وجود ندارد واساساً زدودن محرومیت ها، فقر و تبعیض و نابرابری ها درپرتو تحقق امنیت اجتماعی است.
امنیت اجتماعی؛ موردتوجه مردم وصاحب نظران
درسالهای اخیر،موضوع امنیت اجتماعی موردتوجه اکثرمردم وصاحب نظران سیاسی واجتماعی بوده است. مسئولان حکومتی نیزدغدغه های روبه افزایش خود نسبت به این موضوع را بارها اعلام کرده اند.البته درکناردغدغه های مشترک نسبت به مقوله امنیت اجتماعی،اختلاف نظرهایی نیزدر این زمینه وجود داردکه براساس تفاوت دیدگاه نسبت به شناسایی واولویت بندی مصادیق،تشخیص ریشه وعوامل ایجاد کننده و نحوه مقابله با سوژه هایی که ضد امنیت اجتماعی تلقی می شود، شکل گرفته است.دربرخی مقاطع زمانی نیزهمین موضوع به سوژه مقابله گروههای سیاسی با یکدیگر تبدیل شده است به طوری که یک گروه،دیگری را به بی تفاوتی دراین مقوله حساس متهم می کند ودیگری از"قشری نگری" رقیب دراین زمینه شکایت می نماید. نمونه هایی هم وجود دارد که با گذشت چند سال جای گروهها عوض شده وبرخی طرفداران پیشین روش های خشن،بیش ازحد با مردم مهربان می شوند وبالعکس.اما آنچه درتمام سال های گذشته، به صورت ثابت ولایتغیر باقی مانده است برخوردهای احساسی وبعضا غیرکارشناسی وکشیده شدن این موضوع اجتماعی به حوزه درگیری های سیاسی است.همین وضعیت، شرایطی ایجاد نموده است که هیچ گاه فرصت کافی و شرایط مساعد فراهم نشده است تا اجماعی قابل قبول برای شناسایی مصادیق واقعی که امنیت اجتماعی را به خطر می اندازد به وجود آید. لنگیدن در گام اول، تاثیر خود را در گام های بعدی نیزآشکار ساخته است ودرنتیجه،امروزدرخصوص اولویت بندی امور ضد امنیت اجتماعی، وحدت نظروحتی نزدیکی دیدگاه میان ارکان حکومت وجود ندارد. اختلاف دیدگاههای علنی شده در این خصوص، آنقدر واضح است که نیازی به ذ کر نمونه نیست. در مهمترین مرحله یعنی تشخیص بهترین راه مقابله با ناهنجاریها و به حداقل رساندن هزینه های مرتبط با آن نیز حتی هیچ نشانه ای از همگامی و همکاری اکثریت کارگزاران حکومتی با قاطبه کارشناسان، مشاهده نمی شود.
محورهای مورد تأکید قانون اساسی درحوزه امنیت اجتماعی
پیشترگفتیم که امنیت به معنای بی خطری،ایمنی وآرامش است وبه نظرما امنیت اجتماعی متوجه مسائل فردی وروابط اوبااجتماع و حکومت می شود ودولت مسئول قانونی تامین این امنیت به شمار می رود.با این رویکرد موضوعاتی چون معیشت، درآمد، آزادی، نقش اجتماعی، آبرو و اعتبار، مشارکت های اجتماعی و... درحوزة امنیت اجتماعی قرار دارد. به این ترتیب یک فرد وقتی دارای امنیت اجتماعی است که در تمامی آنچه یاد شد ازامنیت و حالت آرامش وایمنی برخوردار باشد.
برای روشن ترشدن مسئله بهتراست به سراغ قانون اساسی برویم و ببینیم قانون اساسی درموضوع امنیت اجتماعی برچه محورهایی تأکید دارد:
جان،مال،حقوق،حیثیت،مسکن وشغل اشخاص می باید مصون ازتعرض باشد. (اصل ۲۲)
دولت باید تبعیضات ناروا را رفع کند وامکانات عادلانه برای همه ایجاد نماید. (اصل۳ بند ۱۳)
دولت باید محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی براساس ایمان، تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی ایجاد کند. (اصل۳ بند ۱)
همه قوانین ومقررات و برنامه ریزی ها باید درجهت آسان کردن تشکیل خانواده،پاسداری و قداست آن واستواری روابط خانوادگی برپایة حقوق واخلاق اسلامی باشد. (اصل۱۰)
آنچه آمد قسمتی ازموضوعاتی است که درحقیقت مطالبات مردم ازحکومت اسلامی است وقانون اساسی،دولت رابرانجام آنها موظف کرده است.ازاین رو شایسته است همه دولتمردان که این مسئولیت خطیربردوش دارند به آنها توجه ویژه داشته باشند تا به وظایف قانونی خود عمل کرده وازعهده این مسئولیت عظیم برآیند و در آزمایش بزرگ زندگی سربلند گردند.گرچه نقش مردم و دیگر نهادهای اجتماعی و مذهبی را نمی توان درتأمین امنیت اجتماعی نادیده گرفت. همه مسئولند.پیامبراسلامی (ص) فرمودند:« كُلُّكُم راعٍ و كُلُّكُم مَسؤولٌ عَن رَعِيَّتِه... ؛ همه شما مسئوليد و همه شما نسبت به زيردستانش بازخواست مى شود.»[2]
احساس عدم امنیت اجتماعی
در نبود آنچه که درجامعه" امنیت" گفته می شود ، ترس و وحشت ، بی اعتمادی و سردرگمی حاکم شده و فرد فرد جامعه نگران از چکونگی سرنوشت و جایگاه خود در این شرایط ، تنها به نجات خویش می پردازد و فارغ از هرچه بر سر جمع می گذرد ، در صدد یافتن راه حلی برای فرارخود از مهلکه می افتد و این تنها به بهای نادیده گرفتن حق و حقوق افراد جامعه بر اولویت خواسته های فردی خود تأکید می کند. تضارب و تقابل خواسته های فردی موجود درجامعه ای که دستخوش بی قانونی است می تواند متفاوت و متعدد باشد، استقامت و استواری چارچوب ها ی اجتماعی را درهم کوبیده و به ناهنجاری هایی میدان می دهدکه به تشدید ناامنی و تقویت تفکر " هرکس برای خود" و" همه برای من"می انجامد . بنابراین درسایه عدم امنیت اجتماعی، رضایت مندی از زندگی و شرایط اجتماعی کاهش یافته ویاس وانفعال ، افسردگی فردی واجتماعی جایگزین شادابی، تحرک و نشاط می شود. درچنین شرایطی است که فرد بخاطرحفاطت ازخود در برابر تهدیدات گوناگون بر گرفته از اجتماع درغیاب قانون و مقرراتی که ضامن ادامه حیات جمعی و اجتماعی است، به هر وسیله ای برای حمایت ازخود و دور شدن ازمسائل و خطرات به خود بیشترمی اندیشد تا بقای جمع و اجتماعی که درآن زندگی می کند.
جایگاه امنیت درجامعه
یکی از با اهمیت ترین وجوه زندگی وجود " امنیت"می باشد. مقوله امنیت درزندگی جمعی تا حدی است که گروهی از متفکران اجتماعی درتعاریف خود کلمه" امنیت"را مترادف با مفهوم "سلامتی" به کار می گیرند ، و وجود آن را ضامن بقا و پایداری جامعه سالم می دانند. البته بر این نکته می توان تأکید نمود که " احساس امنیت" همواره رابطه مستقیم با امنیت واقعی نداشته و وجود و عدم وجود امنیت و احساس آن لزوما" به معنی بهره مندی یا محرومیت ازواقعیت امنیت نیست. در جوامعی که وجود امنیت موجب می شود تا تعاملات اجتماعی دریک مسیر واقعی قرار گیرد، احساس عدم امنیت چه ازلحاظ بودن یا نبودن واقعی آن می تواند تحرکات وجریان های اجتماعی را دچاراختلال کند. و این اختلالات خود سرمنشاء باس وانفعال اجتماعی می شود.
ابعاد؛ گستره و سطوح امنيت
امنیت نه تنها یکی ازمهمترین وظایف وکارکردهای دولتها در عصرمدرن است، بلكه بزرگترین دغدغه هرنظام سیاسی است که با عناصر اقتصادی، ایدئولوژیک، فرهنگی، اجتماعی و نظامی پیوند خورده است. اهمیت این موضوع البته به نظرمی رسد که در میان کشورهای درحال توسعه دوچندان باشد؛ زیرا امنیت دراین کشورها امرپیچیده ای است و پیوندهای موجود میان ابعاد گوناگون آن، عامل پیچیدگی بیشترآن است. یکی ازموضوعاتی که ازدهه 1980 به این سو، دردستورکار محققان و علاقمندان امنیت پژوهی قرارگرفته است، موضوع دایره و ابعاد امنیت است. فرا گذشتن از منحصر دیدن امنیت دربُعد نظامی،گرچه دستاورد بزرگی بوده و هست اما تا مشخص شدن ابعاد گوناگون و زوایا و ابهامات فراوان آن، راه طولانی باید پیموده شود. البته بايد اذعان و تصديق نمود، امنيت يكي ازعناصر بنيادي بُعد سياسي نظم اجتماعي محسوب مي گردد و داراي ابعاد متنوعي است كه شامل ذهني و عيني، داخلي و خارجي، فردي وجمعي مي باشد و از لحاظ گستره نيزشامل حيطه هاي ملي،منطقه اي وجهاني است، ازجنبه سطح به سطوح خرد وكلان تقسيم مي شود. هريك ازاين ابعاد، گستره وسطوح امنيت به نوبه خود به خرده ابعاد ديگري تقسيم مي شود، براي مثال، امنيت در سطح خرد مي تواند شامل امنيت جاني، امنيت مالي، امنيت فكري،امنيت بياني، امنيت اخلاقي،امنيت شغلي وامنيت حقوقي باشد وامنيت درسطح كلان نيزمي تواند زيرسطوح اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، نظامي وطبيعي يا زيست محيطي را دربر بگيرد.
شناخت اندیشه اجتماعی متفکرانی که خارج از چهارچوب های رایج درعلوم اجتماعی می اندیشیده اند، بدون علم و احاطه به تعریفی که از آنها ازهستی، انسان وجامعه ارائه داده اند، نه تنها چندان صحیح به نظر نمی آید، بلکه حتی گاه می تواند زمینه پیدایش استنتاج گمراه کننده و انحرافی باشد. براین اساس كتاب حاضر با بيان مباحث كليدي، به تدوین اصول و مبانی اندیشه ها در باب امنیت و ابعاد آن پرداخته و برمبنای این اصول، به توصیف جدیدی ازابعاد امنیت دست یافته است.
امنیت درمكتب اسلام ودرنزدعقلا وصاحبان فكرابزار است نه هدف. کما اینکه کل سیاست نیز ابزار است. ابزاری درخدمت سیرالی الله دردنیای فانی طبیعت. به دیگرسخن امنیت بخشی ازسیاست است وسیاست خود متأثرازنگاه هستی شناسانه وانسان شناسانه اوست. اگر سیاست و حکومت را ظرفی بدانیم که ارزش های یک ملت درآن حفظ می شود و از قوه به فعلیت در می آید، امنیت کارکردش ایمن ساختن و هموارکردن این شرایط است. مآلا اینکه نگاه هستی وانسان شناسانه منجر به این می شود که نگرشی همه جانبه به امنیت و ابعاد آن داشته باشيم. دراين رویکرد علاوه بر جنبه های نظامی، سیاسی، فرهنگی و... که بُعد مادی امنیت را تشکیل می دهند، بُعد غیر مادی و فرادنیوی امنیت جوامع انسانی نیز بسیارمهم و تعیین کننده است.
امنیت اجتماعی از نگاه صاحب نظران
1- امنیت اجتماعی مفهومی جامع و حیاتی است که به تأمین ایمنی و آرامش جامعه و افراد آن اشاره دارد.
2- امنیت اجتماعی نه تنها به حفظ جان و مال افراد مربوط میشود، بلکه شامل حفظ حقوق اساسی، اجتماعی و اقتصادی افراد و جامعه به طور کلی نیز میباشد.
3- در واقع، امنیت اجتماعی همواره به عنوان یکی از اهداف اصلی هر جامعه و دولت مطرح بوده و تضمین آن، اساسیترین وظیفه دولت نسبت به شهروندان است.
4- امنیت اجتماعی به طور گستردهتر به حفظ نظم، استقرار قوانین عادلانه و پیشگیری از خشونت و جرم در جامعه میپردازد.
5- امنیت اجتماعی به وضعیتی اشاره دارد که در آن افراد یک جامعه به طور کلی از خطرات و تهدیدهای مختلف در ابعاد مختلف زندگی خود در امان هستند و احساس امنیت میکنند.
6- امنیت اجتماعی شامل محافظت ازحقوق وآزادیهای افراد،حفظ نظم وامنیت عمومی وایجاد فرصتهای مساوی برای همه اعضای جامعه و کاهش تفاوتهای اجتماعی است.
7- همانگونه که گذشت خاطرنشان ساختیم که امنیت اجتماعی عبارت است اطمینان خاطر افراد جامعه و نیز گروههای اجتماعی نسبت به موجودیت و انسجام خود در قبال تحرکات عمدی (مانند کوچاندن هوشمند یک قوم) و تحولات عادی(مانند زلزله یا گسست نسلی).
8- بر اساس تعریف ارائه شده، موضوع امنیت اجتماعی در ایران فقط گروه نیست بلکه فرد نیز به عنوان عضو گروه و مؤلفه سازنده جامعه در شمول امنیت اجتماعی قرار میگیرد. همچنین افراد و گروه ها، هم دغدغه موجودیت خود را دارند و هم نگران هویت و انسجام جمعی خود میباشند.[3]
9-امنیت اجتماعی در سطح جوامع ناشی از استمرار وجود ارزش های فرهنگی چون( فرایند اجتماعی شدن، نظم، وفاق وهمکاری اجتماعی و....) به حفظ حریم اجتماعی، رفع خطرات،استفاده بهینه ازفرصت ها اجتماعی زندگی سطح ارتقاء و می پردازد.
10-امنیت اجتماعی به عنوان پدیده ای در مسیر تحولات اجتماعی برسر راه توسعه یعنی وضعیت موجود و وضعیت مطلوب مورد توجه مردم و گروه های اجتماعی قرار می گیرد.
11- اهتمام به مسئله امنیت اجتماعی در جامعه ناشی از افزایش سرمایه اجتماعی خواهد بود.[4]
12-امنیت اجتماعی پاسداری از هویت های اجتماعی است؛ براین اساس جامعه از طریق گسترش فضای اجتماعی و از بین رفتن موانع و محدودیت های اجتماعی برای گروه های قومی و اجتماعی به دنبال حفظ الگوهای هویتی خواهد بود.[5]
دوشنبه: 29 / 05 / 1403- 14 صفر 1446- 19 آگوست 2024
منابع
1- سید مهدی میرشفیعیان، جامعه ونظم عمومی، تهران، چاپخانة گیتی، بیتا .
2- مهدی حاضری، امام خمینی (ره) و وفاق اجتماعی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی/ 1379.
3- گي روشه، «كنش اجتماعي»،ترجمه همـا زنجـاني زاده، انتشارات دانشـگاه فـردوسي(مشهد)/ 1379.
4- هدايت الله ستوده، مقدمـه اي بر آسيب شناسي اجتماعي»، نشر آواي نور/1372.
5- جعفــرسخــاوت، جـامعـه شناسـي انحرافـات اجتمـاعي»،انتشـارات دانشـگاه پيام نور/1377.
6- لورنس فريدمن، مفهوم امنيت»،گـزيده مقالات سياسـي امنيتـي، ترجمه مؤسسه پژوهش هاي اجتماعي، جلداول، انتشارات بينش/1375.
7- رابرت.ك مـرتـون،« مشكلات اجتماعي ونظريه جامعه شناسي»، ترجمه نوين تولايي، نشر اميركبير/1376.
8- فرامرز رفيع پور، «آنومي يا آشفتگي اجتماعي»، نشر سروش/1378.
9- افشار، اسدالله(1394) ، امنیت ، اجتماع ، امنیت اجتماعی ، تهران: سفيرارد هال/ 1394.
[1] - معنا و مفهوم امنیت اجتماعی. تارنمای مرکز پژوهشی جامعه و امنیت/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
[2] - صحيح مسلم : ج 3 ص 1459 ح 20 ، سنن أبي داوود : ج 3 ص 130 ح 2928 كلاهما عن ابن عمر .
[3] - - معنا و مفهوم امنیت اجتماعی. تارنمای مرکز پژوهشی جامعه و امنیت/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
[4] - در سطح جامعه هر چه شرایط محیطی و میزان تراکم و چگالی تعاملات اجتماعی موجود در محیط های اجتماعی با لا تر رود، در نتیجه انسجام، اعتماد و تعامل اجتماعی بیشتر خواهد شد.
[5] - کونانی؛ سامان و مهرابی؛ مهرداد. امنیت اجتماعی. اولین همایش ملی آینده پژوهی، علوم انسانی و امنیت اجتماعی. سیویلیکا/ 1395.
برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی